تبلیغات 
در حدود 4000 سال پیش اقوام آریایی از آسیای مرکزی وارد فلات ایران شده اند که بعض در جنوب ایران و بعضی در شمال غربی ایران سکونت داشتن.آنهایی که به سفر طول و دراز خود ادامه دادند از طرف شمال ایران گذر کردند و به سرزمین هند رسیدن.بعضی از آنها که از شمال ایران میگذشتن به منطقه ای رسیدن که که از نظر آب و هوایی بسیار مناسب بود.و بعضی از اینها در این مناطق ساکن شدن که به خاطر نژاد تپوری شان بعدها اسم این منطقه را تپورستان گذاشتند،این مردم در تمام نقاط تپورستان پراکنده شدن از جمله چمنو (قائم شهر)و بار فروش(بابل).
---------------------------------------------------------------------------------
در جنوب شرقی بار فروش و جنوب غربی چمنو جایی بود که از نظر دسترسی به آب بسیار آسان بود و برای این که مردم هزاره قبل از میلاد در جایی اسکان بگیرند ، آب و زمین کشاورزی لازمه و دو رکن اصلی به شمار میرفت که منطقه فوق دارای آب خوب و زمین کشاورزی حاصل خیز بود چشمه سر در جنوب غربی و چشمه تجن در شمال غربی و موزی بن در شمال شرغی این منطقه واقع بود که مردم از ان برای آشامیدن و کشاوری استفاده میکردن(که تا 30 سال پیش آب چشمه جوشان بود)و بدین ترتیب روستایی که مساحتش بین 0.5 الی 3 هکتار بود شکلگرفت که به مرور زمان بزرگتر و پر رونق گردید.خانه هایی که ساخته می شدن از کاه گل بودن که در نتیجه بهد از گذشت 10 الی 20 سال خانه خراب و خانه جدید ساخته میشد این ساخت و ساز ها روی خرابه های خانه های قبلی باعث مرتفع شدن منطقه میگردید(در حال حاضر زمین فوق از زمین های اطراف 8 الی 9 متر بالا تر قرار دارد)و مردم هم که با این کار باعث میشد هم به اطراف تسلط کامل داشته باشن و هم از خطرات احتمالی در امان باشد به مرتغع شدن زمین ها به طور مصنوعی کمک میکردن . وقتی روستای مذکور تبدیل به شهر شد از رونق خاصی بهره گرفت ، اشرافی که داری املاک بیشتری بودن و به تبع ثروت بیشتری داشته اند به فکر دیوار بزرگ یا همان قلعه به دور شهر شدن در حفاری هایی که در سال 1981 الی 1986 (1360 الی1365) البته به طور اتفاقی و غیر قانونی انجام شد آجر هایی در ابعاد 35*35 سانت کشف شد که دلیل بر قلعه یا دیوار بودن این منطقه میباشد که قلعه احتمالاً قلعه به چهار برج دیده بانی از چهار طرف مجهز بود که در موقع لزوم بتوانند از دیوار قلعه و مردم داخل قلعه دفاع کنند.ارتفاع دیوار به احتمال قوی 20 الی 25 متر از سطح زمین بوده است.
(تصویر فوق مربوط به منطقه مذکور میباشد)
که برای محافظت معقول میباشد.این منطقه که بعد ها به نام قلعه کتی با قلعه گبری معروف شد در سال 1973 (1352) به دستور حکومت وقت با میله علامت گذاری شد البته هیچ اکتشافی نه در سال 1973 نه حالا انجام نشد دلیل هم بیاهمیت بخش میراث فرهنگی و البته مردمی که به خاطر پول این منطقه باستانی و با تمدن کهن را به باغ مرکبات(چه مفت تمدن خود را فروختن) تبدیل کردن.
در حدود 30 الی 40 سال پیش مردمی که از این مناطق باستانی زمین کشاورزی درست کرده بودند اشیاء باستانی و مهمی دست پیدا کردن:
از جمله کوزه های 1000 لیتری که نشانه اسقرار بلند مدت و آینده نگری مردم باستان بود ، چون در تابستان از این کوزه ها برای نگه داری آب و در زمستان برای نگه داری گندم ، جو و مواد غذایی رایج ان عصر استفاده میکردند.ضمناً در شمال شرقی قلعه مردم مقدار زیاد اسلحه های آهنی از جمله شمشیر ، نیزه و کمان پیدا کردن که نشانه وجود اسلحه خانه در این منطقه بوده است.
جالب است که تمام این اکتشافات توسط مردم انجام شده و سازمان مسئول که برای کسترش فرهنگ و تمدن ایران وظیفه دارد زیاد که چه عرض کنم اصلاض توجه نکرده است.
در مورد از بین رفتن این منطقه باستانی گمانه زنی های زیادی شده است.بعضی ها بر این باورند که بر اثر زمین لرزه بزرگ و بعضی دیگر میگویند (البته تمام این گمانه زمانی ها از گفته های نسل به نسل بوده است و در هیچ جایی مکتوب نیست و همن طور که گفتیم هیچ تحقیقی در این باره نشده است) بر اثر طاعون یا بیماری واگیر دار بوده است که در اکتشافات قبل که باز هم مردم دخیل بوده اند که جنبه سود جویانه داشت تا تحقیق .اجسادی کشف شده که پیر و جوان و کودک در هم و رو هم بودن که نشانه یک اتفاق بزرگ دردک ناک بوده است . احتمال زمین لرزه از نظر من بیشتر است چون تمام بنا های تاریخی از بین رفته است و یا به مرور زمان از قلعه بیرون آمده اند و با پائین قلعه مهاجرت کرده ان و کم کم قلعه از رونق افتاد و تنها چند سکنه در آن زندگی میکردن که آنها هم یا مردن و یا به بقیه پیوستن (که اگر احتمال مهاجرت از قلعه باشد باید در زمان حکومت صفویان بوده باشد)
.jpg)
در کشفیات بعدی کوزه هایی با رنگ های لعابی ، مشکی و به خصوص سبز پیدا شد که بسیار زیبا بوده .در چشمه هایی که گفته شد درختانی به طول 500 سال که ان هم از بین رفته است و تنها اندکی از درختان موجود است .


در قلعه کتی که روزی در خیابان ها و کوچه های درون قلعه هیا هوی بچه ها و صدای چکا چک آهنگر نعلبند و اسلحه ساز و صدای گریه و خنده می آمد امروز از ان همه هیا هوی جز افسانه ای به گوش نمیرسد.
متأسفانه در هیچ یک از کتاب های قدیم و جدید نامی از قلعه نیست و هم ناچیز اطلاعات را از پرسوجو از مردم گرفته ایم.
به امید آن روز که سازمان های مسئول به فکر این باشند که در این سرزمین کهن و البته برای ما نا شناخته عملیات اکتشلفی انجام دهند و ما با پیشینه و زندگی و مذهب این مردمی که نیاکان ما هستند و ما فرزندان آنها و حتماً از ما انتظار دارند که از آنها بدانیم معلوم شود.
به امید آن روز
تصاویری که شما مشاهده میکنید همانطور که در مطلب پائین توضیح دادیم حدود 20 الی 30 سال پیش چشمه ها خشکیده اند.


